من به هر گل که رسم
سوی تورا میپرسم
واگر میبویم
روی همچون گل تو می جویم
و اگر میگریم
شکوه از دوری دستان تو را میگویم
واگر آب ز گلبرگ گلی پاک کنم
صورت بارانی تو یاد کنم
عشق تو هجوم شمشیری بود بر تنم
لشکری مهاجم ونخستین قدم در جاده جنون...
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 13:24  توسط پرنده مهاجر
|






