تبليغاتX
باشد که نباشیم بدانند که بودیم

امروز می خوام واسه همه بچه هایی که این مطلب میخونند یه حرفی بزنم که همه اونو به چشم دل حتما دیدند

شده تا حالا که آدم تنهاست یه احساس غریبی از جنس غربت تمام وجودشو بگیره

احساس میکنی که مال اینجا نیستی .فکر میکنی با همه آدمها غریبه ی.

آخ که چه حالی داره

آخ که چه حالی داره

اون وقت واقعا میدونیم که مال اینجا نیستیم

باید بریم بالا دلو جلا بدیم فکرو بشوریم از هرچه بدیست

اون شورو حالیه که خدا درون بندش گذاشته تا بدونه از کجا اومده چی رو از دست داده

خیلی خودمونی بگم همه ی ما زبالاییم و بالا میرویم

**اون احساس غربت جدایی از خداست**

دوستون دارم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 23:26  توسط پرنده مهاجر  |