سلام
امروز بد ترین روز عمرم هستش
یعنی هر جمعه که میاد دلم می گیره
امروز ازاون جمعه هایی هستش که واقعا برام سخته از صبح سحر که
بیدار شدم دلم گرفته![]()
![]()
الان که دارم می نویسم بعد از ظهر جمعه
هستش از صبح به هر دری زدم نشد خودمو مشغول کردم بازم نشد ![]()
حس و حال هیچ کاری نیست نمی دونم باید چی کار کنم فقط از خدا
می خوام این روزو زو د تر تموم کنه
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 15:43  توسط پرنده مهاجر
|
خدايا ! من در كلبه فقيرانه خود چيزي را دارم ، كه تو
در عرش كبريايي خود نداري؟!
من چون تويي دارم و تو چون خود نداري !

+
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 0:54  توسط پرنده مهاجر
|






