تبليغاتX
باشد که نباشیم بدانند که بودیم

انگاری تو دوست داری گريه هامو ببينی

وقتی كه پراز غمم تو نگامو ببينی

انگاری خوشت مياد كه منو آزار بدی

تو چشام نگاه كنی عشقو دست باد بدی

ولی هر كار كه كنی دل من تو رو می خواد

وقتی كه پر از غمم اون چشات يادم مياد

چرا دوست داری همش تو به من دروغ بگی

حرفای قشنگتو توی خاطرات بگی

تو كه خيلی خوب می دونی دل من تو رو می خواد

پس چرا چشای نابت با دلم راه نمی ياد

تو كه اين جوری نبودی مثه كوه يخ نبودی

تو سراسر عشق بودی دل من عشقو ميخواد

اگه عشق گناه من بود تو ببخش

اگه نه بيا به شبهام رنگ زندگی ببخش

آخه من چجوری ثابت بكنم عاشقتم

اشتباهم رو به خوبيات ببخش

به خدا اگه تو شمعی من برات پروانه ام

اگه ماه آسمونی من برات ستاره ام

هر كی هستی هرچی هستی

من برات ديوونه ام

بيا و به اين ديوونه شور زندگی ببخش

يه كمی غرورو زير پا بذار

حرف عشقو روی گونه هات بيار

اگه عاشق نبودم ديگه برو

برو و تا عمر داری منو نبخش

يه روزی ميای به پيشم كه ديگه نفس ندارم

ديگه حتی نمی تونم حرف عشقو پيش بيارم

 

 

در اين ساحل كه من افتاده ام خاموش

غمم دريا , دلم تنهاست

 

 

سلام به همه دوستای خوبم که تو این چند روزی که نبودم بهم سرزدن خیلی ازشون ممنونم وشرمنده همشون هستم چون نرسیدم بهشون سربزنم ولی امیدوارم مثل قبل دوباره پیشتون باشم شاد باشید،بازم ممنونم که تنهام نذاشتید .

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 15:15  توسط پرنده مهاجر  |